0- قدم اول ( پست ثابت؛ نوشته های زیر را ببینید)

هو الشافی.

می نویسیم؛ از همه ی آنچه که در بیمارستان ها می بینیم و دلمان به درد می آید؛ از وقایع و رفتارهای ناخوشایند اساتید و همکارانمان؛ از تمام نقص هایی که در خدمات ما به مردم وجود دارد؛ از تمام کمبود ها و نادیده گرفته شدن حقوق بیماران و پزشکان؛ حق و حقوقی که ما و بیمارستان و اساتیدمان باید نسبت به بیمارانمان رعایت کنیم و نمی کنیم! از حق و حقوقی که ما و همکاران و اساتیدمان نسبت به هم باید رعایت کنیم و نمی کنیم . از هر آنچه که دل انسان پایبند به اخلاق را به درد می آورد ...

نوشتن در اینجا نه برای زیر سوال بردن حرفه ی مقدسمان، نه برای سیاه کردن روپوش سفیدمان ؛ که برای حفظ این تقدس و پاکی است؛ که همین نوشتن ، نشان دهنده ی حضور پزشکان دردمند و نگران در این عرصه ی خدماتی است ؛ که همه خوب فهمیده ایم برای هر حرکتی، اول باید بپذیریم مشکلی هست ؛ سپس آنرا به خوبی بشناسیم و ریشه یابی کنیم...

اینجا قدم اول است؛ برای یادآوری خودمان و به اشتراک گذاشتن تجربه هایمان؛ تا بتوانیم تغییر و اصلاح را از خودمان شروع کنیم و خود آفریننده ی درد جدیدی نباشیم.

و امیدواریم این مجموعه ی خاطرات، شروعی باشد برای گام های بعدی : از چاپ کتاب و بحث در نشریات معتبر گرفته تا استفاده در برنامه های آموزشی و مهم تر از آنها حل ریشه ای این مشکلات؛ که این موضوعی است به قدری مهم که قطعا همکاری های دانشگاهی را به همراه خواهد داشت ...

از همه ی شما، دوستان و همکاران عزیزم، پزشکان و دانشجویان علوم پزشکی، تقاضای همکاری دارم؛ شاید ذکر یک خاطره برای شما بیش از چند دقیقه وقت نگیرد، اما اگر این چند دقیقه های ما روی هم جمع شود و ساعت ها را بسازد، حاصلش مجموعه ای ارزشمند خواهد بود و همه در این کار سهیم ...

پ ن : از تجربه های شما به هر طریق استقبال می کنیم؛ با هر سبک و اندازه ای که خواستید بنویسید و به این آدرس ارسال کنید : mehrnaz_zarei@yahoo.com

اگر نویسنده ی وبلاگ هستید و خاطرات نوشته شده دارید، کافی است فقط لینک پست هاتون رو به ما بگید؛ زحمت کپی و درجش با خودمون!اگر نوشتن سخت بود، صدای ضبط شده تون  رو ارسال کنید.

و ما رو از نظراتتون محروم نکنید؛ پیشاپیش سپاس و تشکر.

/ 34 نظر / 119 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هر اسمی دلت میخاد

سلام من امروز توی وبلاگ ارش (یک پزشک قانونی ) مطلبی در مورد قتل از روی ترحم خوندم باورم نمیشد که یک انترن در ازای گرفتن 200 هزار تومن پول یک پیرمرد رو بنا بر درخواست ورثه بکشه نمی دونم از دکتری و قسم گذشته . اخه ادم باید حیوان باشه تا بتونه همچین کاری کنه . جالب اینه که به همه هم گفته شمت خودتون برید به وبلاگ قضیه رو بخونید متوجه میشید[تعجب]

فریبا

سلام دوست عزیزم نظرتونو خوندم متاسفانه من تازه امسال امتحان جامع دارم و هنوز هیچ خاطره بالینی ندارم اما مطمئن باشین به محض ورودم به دوره بالینی هر کار بتونم می کنم ... ممنون از وبلاگ خوبتون

هموطن

شما چقدر نازنین هستید. پاینده باشید.

شادی

ببینم مگه پزشکای امروز ایران چیزی به نام وجدان واحساس هم دارند؟؟؟ فقط خوب بلدن ژست پزشکی بگیرن.

رکسانا

مطالبتون قشنگه . براتون آرزوی سالی پربار دارم

homa

دوستم تعریف می کرد بیماران بخش ارتوپدی بیشتر کارگرانی بودند که از سرو وضعشون معلوم بود سواد درست و حسابی ندارند.رزیدنت بی اعتنا ویزیتشون می کنه و هر بار که نوبت به نفر بعد میشه می گه انیمال بعدی...(animal!!!!!!) و این کارگران هرگز نمی فهمند بهشون چه توهینی میشه ولی بقیه مثل دوستم که می فهمیدند هربار که یادم میاد قلبم به درد میاد.

مرضیه

بابا منم اینجام بیاین به ما هم سر بزنید طبیبم لینکم کنید

مرضیه

بابا منم اینجام بیاین به ما هم سر بزنید طبیبم لینکم کنید

به این دردمندی ها سواستفاده های جنسی آقایون همکار شما رو هم اضافه کنید که به مریضی که بهشون اعتماد کرده هم رحمی ندارند و از بی اطلاعی بیمار نهایت استفاده رو می کنن. از طرف یه قربانی