رنج طبیبان

4- رزیدنت رو انداختمش بیرون!

هو الشافی!

آخرین هفته های استاژری ما در جراحی بود؛ اون روز عصر در کنار رزیدنت کشیک جراحی عروق در اورژانس بودیم؛ از اون رزیدنت هایی بود که خیلی کمکمون می کرد و اون روز هم داشت برامون کیس می گفت و سوال و جواب می کرد؛

یکی از رزیدنت های ENT یا ارتوپدی (؟) اومد و شروع کرد به خوش و بش با رزیدنت ما! با افتخار شروع کرد به تعریف کردن از اینکه یه بیمار خفن جراحی مشترک ارتوپدی و عروق داشتند می آوردند بیمارستان ما و نگذاشته! ظاهرا فامیل یکی از رزیدنت های دانشگاه خودمون هم بود و با افتخار تمام اعلام می کرد که رزیدنت رو بیرون کرده و نگذاشته مریضشون رو به این مرکز بیارن ...

کل واکنشی که از رزیدنت خودمون یادم میاد، در حد یه جمله ی متعجبانه است که می پرسید نگذاشتی بیارنش ... ؟

هی خواستم یه چیزی بگم ، آخرشم نگفتم! ! آخه circul کردن مریض تا این حد؟ حتی برای همکارهای خودمون ؟

...