رنج طبیبان

23- یک مشت دلار سوراخ شده!

هوالشافی!

...اورده اند که:

روزی در بیمارستان در حالیکه بزرگان دست یه سینه ایستاده بودند و تماشا می کردند و یا نهایتا سرشان را با سیم و لوله گرم کرده بودند تعدادی انترن و یک مشت اکسترن شروع به عملیات احیای بیمار بیچاره می کنند که در نهایت بعد از این همه تلاش بیمار فوت کرد و بعد اتند محترم اکسترن ها رو به سیخ کشاند که تا این موقع در حال انجام چه غلطی بودید! مگه احیا کردن وظیفه ی شماس؟ سر ویزیت نمیاین که احیا تماشا کنید؟ اگه روز اولتون بود می گفتم برین ماه دیگه برگردین!

و از ان پس بود که اکسترن ها  به عنوان بی ارزش ترین موجودات عالم شناخته شدند!

 

نوشته ی Ray VQ نویسنده ی وبلاگ ریحان

...