رنج طبیبان

20- با ما به از آن باش که با خلق ایرانی!

هو الشافی!

همسرم پیش یه خانم دکتری برای پیگیری prenatal می رفت که البته تا آخر دوران بارداری همون خانم پزشکش بود و آخرین باری که ویزیت انجام شد به خانمم گفت که 20 روز بعد برای آخرین ویزیت بیا و اگه می خوای خودم برات NVD انجام بدم همون 20 روز دیگه که میای حق الزحمه - استغفرالله یه وقت فکر نکنید منظورش همون زیرمیزی معروف بوده ها!!! - رو هم بیار. ما هم با پول آماده شده منتظر اون روز بیستم بودیم که البته به خواست خدا مراحل زایمان زودتر از اون 20 روز موعود شروع شد و نیمه شب ما رو راهی بیمارستان کرد. صبح که شد از بخش زایمان به خانم دکتر مذکور  زنگ زدن که گفت من نمیام ولی اگه مشکلی بود بهم خبر بدین! هرچی گفتیم که شماره ای چیزی ازش بهمون بدن که ندادن تا زنگ بزنم بهش بگم بابا من که توی این شهر فسقلی فرار نمی کنم پولت رو همون موقع که رسیدی توی بیمارستان بهت می دم بعد برو توی لیبر!! نمی دونم یعنی واقعاً فکر میکرد بهش پول نمی دیم؟؟؟

بالأخره بعد از یکی دو ساعت فهمیدیم که خبری از هیچ دکتری نیست که بیاد و NVD برای ما بگیره! این بود که راهی شبکه بهداشت شدم و اونجا هم که جریان رو شنیدن بو بردن که قول و قرار زیرمیزی بوده و اینها!! خلاصه این یکی دو ساعت یکی از بدترین ساعات زندگیم بود و از تعجب داشتم شاخ در می آوردم که همکارم با من هم اینطوری رفتار می کنه!!!! در نهایت با راهنمایی مسؤولان شبکه رفتم مطب یه خانم دکتر دیگه و ازش خواستم که بیاد و زایمان رو انجام بده و اونهم قبول کرد، بهش هم گفتم که پول هرچی باشه می دم اما اون گفت نه لازم نیست و من که همکارشم چرا این حرف رو می زنم؟؟!!!! و گفت که وظیفه است و چیزی نمی خواد!!!! اما عصر که موقع اومدنش شد و از لیبر باهاش تماس گرفتن، خانم دکتر فرمودن که اول با من توسط مامای بخش مبلغ طی بشه و بعد که OK شد گفت حالا میام!!!!!!!!!!!!!!!!

حالا از شبکه هم هی گیر دادن می گن بیا از هردوی این خانم دکترا شکایت کن منم می گم بی خیال!

قابل توجه خانم دکتر وزیر که می گه در بیمارستانهای دولتی اصلاً زیرمیزی وجود نداره!!!!!!!!

باز به غیرت اون آقای دکتری که توی یکی از بیمارستانهای خصوصی تهران پسرم رو ختنه کرد و وقتی فهمید من پزشکم از پولی که بیمارستان براش در نظر داشت 50 درصدش رو تخفیف داد و زیر میزی هم نگرفت. بازم قابل توجه خانم وزیر!!!


نوشته ورد نویسنده وبلاگ حال و هوای دل یک پزشک

...