رنج طبیبان

15- مردم سالاری پزشکی (medical democracy)

هوالشافی!

چند روز پیش که در درمانگاه کشیک بودم حدود 7 صبح یه آقایی اومد گفت داره سرما می خوره و چون برای دو روز اومده شمال نمی خواد بدحال بشه که مسافرت بهش بد بگذره. بعد از معاینه تنها دلیلی که برای آنتی بیوتیک دادن پیدا کردم کمی PND ته حلقش بود که براش آموکسی سیلین نوشتم به همراه داروهای کمکی سرماخوردگی، اما ایشون دستور دادن که پنی سیلین براشون بنویسم!!!! من هم گفتم بله چشم! و در ادامه بهش گفتم پزشکی امروزه دیگه داره از حالت علمی خارج می شه و به یک شیوه دموکراتیک تبدیل می شه!!!! اون هم خندید!! اما من این رو جدی گفتم چون در مملکت ما دقیقاً اینطوریه و از اونجایی که همه چی خدا رو شکر دقیقاً سر جای خودش قرار گرفته اگه کسی بخواد غیر از این عمل کنه به زودی دست ویرانگر انتخاب طبیعی اون رو حذف خواهد کرد.

من در اوائل طبابت شدیداً اعتقاد به دادن دارو فقط بر اساس تشخیص خودم داشتم و خصوصاً در مورد آنتی بیوتیک و ایجاد مقاومت در جامعه بشری خیلی حساس بودم، اما چندی نگذشت که دیدم در این جامعه باید همه چی به هم بخوره تا بگذره و گرنه خودت به هم می خوری!!!! شاید خیلی از غیر پزشک ها بگن چه پزشک بیخودی! اما هیچ کدوم از این تفکرات ایده آل نگر واقعیات جامعه رو تغییر نمی دن و باید فرد خودش در جایگاه عمل قرار بگیره تا ببینه چی بر سر کسی میاد که بخواد با "عرف پزشکی حاکم بر ذهن عوام" مقابله کنه. جایی که مریض با فشار خون 15 تقاضای به قول خودش سرم یک کیلویی می کنه چون همیشه وقتی این حالات بهش دست می ده با همین سرم یک کیلویی خوب می شه (البته این مورد رو من تا بحال بر اساس دموکراسی عمل نکردم گرچه خیلی فحش خورده باشم) یا کسی که اعتقاد داره دکتر خوب اونیه که آمپول بده وگرنه بیسواده و ... که نمونه های بیشماری رو همه همکاران در تجربیات خودشون دارن.

خلاصه بعد از ویزیت اون آقای نسبتاً سرما خورده به یاد برنامه طنز ساعت خوش افتادم که در یکی از اپیزودهای نمایشی همین مشکل رو به نمایش گذاشته بود. یه آقای دکتر توی مطبش در حال ویزیت بیماران بود که مریض اولی میاد و بعد از معاینات به پزشک پیشنهاد می کنه که داروی مورد نظرش رو تجویز کنه، پزشک هم می گه چشم. اون مریض میره و دکتر صدا می زنه مریض بعدی، نفر بعد خواهش می کنه که داروی مورد نظرش نسخه بشه و میره، باز هم دکتر صدا می زنه مریض بعدی بیاد تو که این بار مریض سوم به زور می گه باید داروی مورد نظر من رو بنویسی که پزشک بعد از ویزیت مریض سوم خطاب به منشی می گه: دکتر بعدی بیاد تو!!!!

خدا خودش آخر و عاقبت ما رو به خیر کنه!

 


نوشته ی ورد نویسنده ی وبلاگ حال و هوای دل یک پزشک

...