رنج طبیبان

13- پزشک و داروساز

هوالشافی!

یه بار یکی از اقوام که متخصص هم هستند منزل ما تشریف داشتند. ایشون با وجود اینکه میدونستن برادر من داروسازه داشت گلایه می کرد که این چه وضعشه این داروسازا واسه پیچیدن نسخه 900 تومن حق فنی میگیرن مگه چی می کنن 4 تا نوشته رو از رو کاغذ می خونن و … بعد گفت یه دارو می خواستم رفتم داروخونه  داروسازه گفت باید نسخه داشته باشی. بعد شروع کردم به جر و بحث که آره شما دردتون داروی بدون نسخه نیست دردتون اون حق فنیه که می کشید رو قیمت نسخه و از این حرفا… آخرشم واسه اینکه طرفو ساکت کنم یه سرنسخه درآوردم و نسخه نوشتم و یه مهر زیرش و دادم به دکتر اونم مجبور شد بده!!!

توضیح: گاهی وقت ها واسه تک قلم دارو نسخه آزاد به صرفه تره چون حق فنی داروخونه از حق بیمه بیشتره و داروی بدون نسخه حق فنی نداره.

 

ایشون این مسئله رو چنان با آب و تاب تعریف می کرد من فکر کردم چه موفقیتی رو بدست اورده! آخه یعنی چی ؟ تویی که پزشکی اگه واسه همکارت که 6 -7 سال درس خونده که به قول خودت  از رو کاغذ 4 تا دارو بخونه ارزش قائل نیستی چه انتظاری از عموم جامعه هست؟ مثلا فکر کردی زرنگی کنی پول نسخت کمتر بشه؟ که چی؟ بیچاره فقیری؟  چرا آبروی جامعه پزشکی رو با این حرکتت پیش یه داروساز میریزی؟ اینا همه باعث میشن که اون رابطه ی درخور بین پزشک و داروساز در جامعه هیچ وقت پر رنگ نشه…

گاهی وقتا آدم یه حرکتایی میبینه که میگه از ماست که بر ماست…

 

نوشته ی دکتر سهیل دانشجوی پزشکی دانشگاه شاهد

...