رنج طبیبان

11- خانم دکتر که هیچ کاریش نداشت ...

هوالشافی!

خانوم دکتر گفت یه دونه لازیکس هم بزنید . تا رفت اون ور پرستار نیشخند زد و دوتا آمپول کشید ! بعد شیفت خانوم دکتر که تموم شد پرستاره شروع کرد که ما تا ۳۰۰ میزنیم و خانوم دکتر بیخود میترسه و عوارض نمی ده و ... و بعد رسید به اینکه این هیچی نمی فهمه و آدم که با سهمیه برسه اینجا همینجوری میشه و .... !
فرداش خانوم دکتر اومد که شما دیدید که تا ۳۰۰ زد ؟ ما موندیم که چی کار کنیم ؟بگیم ؟‌ نگیم ؟ گفت من گزارشش رو پر کردم که طبق دستور من عمل نکرده و بعدش هم رفت .
من کاری ندارم که کی چی کار کرد . فقط میدونم که اون پرستاره کلی پشت سر خانوم دکتر که هیچ کاریش نداشت بد گفت ولی دکتر .... 

...