رنج طبیبان

25- انتخاب

هوالشافی!

خانمی با دو تا دختر کوچولو میاد مطب... وضعیت اقتصادی پایین...

دکتر سونوگرافی و ازمایش ادرار  می خواد... دفترچه مال دختر دیگه است.

این خانم ممکنه حتی ۵۰۰ تومن هم تو جیبش نباشه

ما دو راه بیشتر نداریم:

۱)تو دفترچه ی خواهر مریض ننویسیم و خانمه با یه بغض تو گلوش راهی بشه چون نتونسته کاری واسه بچه اش بکنه .

۲)تو دفترچه ی کس دیگه ای براش ازمایشاشو بنویسی و کلی با خودت کلنجار بری که چرا داری کار غیر قانونی می کنی...

و راه سوم ...؟

 

نوشته ی Ray VQ نویسنده ی وبلاگ ریحان

...



24- تشک برقی شبی 1500 تومان!

هوالشافی!

خانمه دختر عقب افتاده اش تو بخش عغونی بستریه... دهمین روز بستری دختر ۱۶ ساله...

امروز اومد گفت پشت بچه از بس خوابیده زخم بستر گرفته:

-می تونی بگی یه وری بخوابه ؟

-اخه خودش که نمی تونه...زنگ می زنم از خونه بالش و ملافه بیارن بذارم پشتش

-خب بگو کمک بهیار جند تا ملافه بده

-دیشب یکی دادن...امروز پس گرفتن

-دشک برقی بگین بیارن.هست تو بخش...

-اره گفتم... میارن..شبی ۱۵۰۰ تومن اجاره میدن.

-----------------------------------------

دشک زخم بستر شبی ۱۵۰۰ تومن... فدای سر دختر بچه ی معلول ما... ملافه دیگه چقدر ارزش داره که تو بیمارستان دریغ میشه؟

 

نوشته ی Ray VQ نویسنده ی وبلاگ ریحان

...



23- یک مشت دلار سوراخ شده!

هوالشافی!

...اورده اند که:

روزی در بیمارستان در حالیکه بزرگان دست یه سینه ایستاده بودند و تماشا می کردند و یا نهایتا سرشان را با سیم و لوله گرم کرده بودند تعدادی انترن و یک مشت اکسترن شروع به عملیات احیای بیمار بیچاره می کنند که در نهایت بعد از این همه تلاش بیمار فوت کرد و بعد اتند محترم اکسترن ها رو به سیخ کشاند که تا این موقع در حال انجام چه غلطی بودید! مگه احیا کردن وظیفه ی شماس؟ سر ویزیت نمیاین که احیا تماشا کنید؟ اگه روز اولتون بود می گفتم برین ماه دیگه برگردین!

و از ان پس بود که اکسترن ها  به عنوان بی ارزش ترین موجودات عالم شناخته شدند!

 

نوشته ی Ray VQ نویسنده ی وبلاگ ریحان

...



22- این مگس با مقنعه ی شما فرق داره!

هوالشافی!

رفتیم اتاق عمل...چشمتون روز بد نبینه ... باورتون نمیشه! دکتره چربی های زیر شکم مریض رو زیر و رو می کرد دنبال مشی که تو عمل قبلی فتق مریض خوب گداشته نشده بود الان عفونت کرده بود...اضافی ها رو با دستش گرفت محکم کشید و کند! یک جراح متخصص! چربی رو بعد از سالها تحصیل با دستش کند!!!

و این قسمت اصلا خنده دار نیست و بیشتر گریه داره! اد اتاق عمل صد بار بهمون تذکر داد که مواظب مقنعه مون باشیم به تخت مریض نخوره و این در حالی بود که یه خانومه با مگس کش در دست کنارمون بود تا مگسی که اون اطراف جولان می داد رو بکشه و بقیه می گفتن: این مگس با مقنعه ی شما فرق داره! این از اتو کلاو رد شده تمیزه!

 

نوشته ی Ray VQ نویسنده ی وبلاگ ریحان

...